درو وا کن عزیزم!

خوشحالم که بعد از صد سال!! این وردپرس درو روی ما باز کرد!

دلم تنگ شده بود برای اینجا!

(9) دیدگاه

سیزده…ام

روزی که پست هیچ وبلاگی رو نباید باور کنی!

(7) دیدگاه

حسن خطرناکه حسن

_ ببین یه خرده تو دستت نگه دار بعد بنداز بالا تو هوا میترکه خیلی باحاله
جوگیر شدیم زیادی نگه داشتیم به بالا انداختن نرسید.

(4) دیدگاه

سالگردنامه

یه چیز جالب! من یادم رفت مثل بقیه سالگرد وبلاگو جشن! بگیرم و از این لوس بازیا. اولین پست وبلاگ 8 مارس 2008 بوده و امروز 16 مارس 2009 است. حالا اشکالی هم ندارد. خودش چیه که سالگردش چی باشه!

در هر صورت کلا مبارکه!!

همینجوری: تو این یه سال 65 تا پست داشتم. یعنی به طور متوسط تقریبا 1.35 پست در هفته. نه که به کیفیت اهمیتی نمیدم. گفتم یه چیزی در مورد کمیت نوشته باشم به اطلاعاتتون اضافه شه.

(2) دیدگاه

می بخشمتون…

معلمی و استادی جایگاه بالایی دارد. معلم از نظر من کسی است که قلب بزرگ و روح بخشنده ای دارد. سخاوتمند است. خساست نمیکند تو یاد دادن. مهربان است حتی وقتی که اخم دارد و تنبیه می کند. معلم برای من یه کسی شبیه خداست. ازش می ترسم در حالی که عاشقشم. کسی که این ویژگی ها رو نداره نباید کرسی استادی رو اشغال کنه و اگه اشغال کرد هر کسی که تو این مسیر سهمی داشته مقصر است و باید جواب بده. کسی که با روح و روان دانشجو بازی می کند. کسی که عقده های روحی و روانی شو با ازار و اذیت جوون از همه جا بی خبر خالی می کنه. کسی به شاگردش به چشم عامل بدبختی هاش نگاه می کنه معلم نیست. استاد نیست. شایسته ی همچین عنوانی نیست. یک دیوونه ی مفلوک است که باید بهش کمک کرد اما نه با کرسی استادی! اون مثل همه ادمای شبیه خودش محتاج کمک یک دکتر است.

یا استادی که به خودش اجازه می دهد چون عصبانی است تو گوش دانشجو بزند و بعد هم علنی و بی ترس و واهمه بگه که من پشتم گرم است برو به هر کی که می خوای شکایت کن، ایا شایسته است که تو محیطی مثل دانشگاه پا بذاره؟

پشتش به کی گرم است؟ اون ادم؟! و همه کسایی که پشتش بهشون گرم است باید جواب بدن و باید برای همیشه با یه مجوز لغو شده بشینن کنج خونه تا موهاشون مثل دندوناشون سفید بشه برای عبرت سایرین.

استاد بزرگ است. والا است. قابل احترام است. به شرطی که بزرگی های یه استاد واقعی رو داشته باشد. وگرنه هر خری که بارش کتاب باشد اسمش استاد و قابل احترام نیست.

من همه ی اون دیوونه های مفلوکی رو که به اسم معلم و استاد ناخن به تخته ی روحم کشیدن رو میبخشم. نه به خاطر اونا. به خاطر خودم. چون نمی خوام کینه و عقده و نفرت تو دلم اون قدر بزرگ بشه که نتونم حقیقتو ببینم که یه روزی بشم یه دیوونه ی مفلوک دیگه.

می بخشمتون!

(۱) دیدگاه

خواب رفته..

دست و پام که حرکت نمیکنه میره رو stand by !

(9) دیدگاه

معضلات بشری 2573

“با سلام.
خانم سعیدی خیلی زشته که آدم روزای اولی که میاد تو وردپرس، بخاطر اینکه دیگران اونو بهتر بشناسن از وبلاگ های شناخته شده ای برای افزایش پیج رنک و بالا بردن آمار تبادل لینک کنه و بعد که کمی جا افتاد لینک اونطرف رو برداره.
جداً زشته خانم سعیدی.

پ.ن: 1- از کی تا حالا برای اپ دیت پیوندهامون باید همه پرسی برگزار کنیم؟

2- یادم نمیاد برای گذاشتن پیوندی از کسی اجازه گرفته باشم که برای برداشتنش اجازه بگیرم.

3- یادم نمیاد از کسی خواسته باشم بهم لینک بده! تا بهش لینک بدم!

4- یادم میاد که همون اوایل برات کامنت گذاشتم که با اصل موضوع تبادل لینک مشکل دارم و هیچ وقت این کارو نمیکنم و نکردم. اگه حافظه ات یاری نمیکند اشکالی نداره! مال سن و ساله!

5- وبلاگ من متعلق به منه. برای همه چیزش خودم تصمیم میگیرم. از کسی هم اجازه نمیگیرم. به کسی لینک میدم که وبلاگشو می خونم و دوست دارم. هر کسی که دیگه اپ نکنه یا به هر دلیلی من دیگه نخونمش لینکشو حذف می کنم. از اونجایی که وقت و پول اضافی ندارم، وبلاگ ها رو از طریق فید دنبال می کنم. محض اطلاع از وقتی وبلاگ شما قی*لتر شد من دیگه فید مطالبتونو دریافت نکردم. وبلاگ جدیدتون هم فید ناقص داره. در نتیجه هر دو وبلاگتونو از ریدر خودم و پیوندهای اینجا حذف کردم.

6- نیازی به توضیح نبود. نمی خواستم اصلا اهمیت بدم. ولی این بهانه ای بود که باز بگم کل این مسئله ی تبادل لینک به نظرم مضحک، مسخره و تاسف اوره! هیچ وقت از کسی نخواستم بهم لینک بده و هیچ وقت به کسی اعلام نکردم که بهت لینک دادم. به هر کی که خواستم لینک دادم. یا اون وبلاگ واقعا وبلاگ خوبی بوده یا من از نویسنده اش خوشم میومده یا نویسنده اش دوستم بوده یا لینک وبلاگمو تو وبلاگش دیدم احساساتم قلنبه شده یا اصلا به هر دلیلی عشقم کشیده به این ادم لینک بدم. روشنه؟ در نتیجه از همین جا اعلام می کنم هر کی تو رودر بایستی اینکه بهش لینک دادم و یا با تصور تبادل لینک بهم لینک داده میتونه همین الان بره لینک وبلاگمو برداره. مطمئن باشید به سن و سالم نگاه میکنم، یه کمی فکر میکنم، براتون کامنت بد و بیراه نمیذارم و تا وقتی وبلاگتونو میخونم پیوندتونو نگه میدارم.

(2) دیدگاه

بیا پیشم.. پیشم باش.. بیا.. پیشم بمون…




اومد.

ضبطو خاموش کرد رفت!

(7) دیدگاه

سفرهای استانی

یوزارسیو: اگر در هفت سال قحطی هم عزیز مصر باشم به حول و قوه الهی دور دوم سفرهای خودم رو شروع میکنم!

(۱) دیدگاه

happy gum

دلم یه ادامسی می خواد که شیرینیش هیچ وقت تموم نشه!

(5) دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.