دیشب برای اولین بار چند دوست مجازی را در دنیای واقعی دیدم. هم خوب بود هم افتضاح بود. در حقیقت افتضاح خوبی بود!
نکته ی جالب قضیه اینجاست که با بعضی از این ادما با وجود اختلافات فرهنگی و اجتماعی زیاد در دنیای مجازی بسیار صمیمی بودم یعنی اون اختلافات در دنیای مجازی مانع دوستی نمی شد. ولی در دنیای واقعی … صادقانه بگم نتونستم ارتباط برقرار کنم و صادقانه ترش اینه که اصلا نخواستم!
در هر صورت دلیل اصلی رفتن به این قرار ملاقات رفتن یکی از اون دوستان از ایران و قولی بود که داده بودم. البته در اون جمع کسانی هم بودن که بهشون می خوردم و خیلی راحت باهاشون دوست شدم و راستش اونا رو نمیدونم ولی من که ازشون خوشم اومد! برای همین هم می گم هم خوب بود و هم افتضاح!
دیشب هوا شدیدا سرد بود و من هم سرمای بدی خوردم. گلو درد و تب دارم و حال دکتر رفتن هم ندارم. الان هم در حال خوردن زشت ترین و خوشمزه ترین سوپی هستم که تا حالا دیدین و چشیدین(دستپخت مادر گرامی). همه جور سبزیجاتی توش پیدا میشه و خیلی بی رنگ و رو است. ولی من انقدر حالم بده که حتی اگه بهم بگن کپک بخوری بهت پنسیلین میرسه بی چون و چرا می خورم! اینکه خیلی خوشمزه است.:دی
پ.ن: امروز به خاطر گلودرد از صبح سایلنت بودم. سوشال خونم اومده پایین مسنجرو روشن کردم بست نشستم هر کی ان میشه خفتش می کنم که باهام چت کنه. تایتل مسنجر رو هم زدم: هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!