آرشیو برای نوامبر, 2008

اهدنا صراط الازدواج!!

خدا زده پس کله ی یه بنده خدایی از هلند پاشده اومده خواستگاری دوست من. چند روز پیش با هم رفته بودن بیرون که مثلا صحبت کنن. شبش به دوستم اس ام اس دادم که:

_ خوش گذشت؟ :)

_ bad nabood

_ لباس بدوزیم؟ :)

_ to kolan lokht nagard, vali NA

پ.ن: از اونجایی که یک عالم از دست این دوست من در عذابند و با رفتنش نه تنها من و دیگر دوستانش بلکه یه ملت نفس راحت میکشند. شما هم در خواندن این شعار با ما همصدایی کنید بلکه خدا یه پس گردنی به این یکی هم زد و قبول کرد:

فرزانه با غر و لند

شوهر کن برو هلند!

(7) دیدگاه

گزارش یک دیدار!

دیشب برای اولین بار چند دوست مجازی را در دنیای واقعی دیدم. هم خوب بود هم افتضاح بود. در حقیقت افتضاح خوبی بود!

نکته ی جالب قضیه اینجاست که با بعضی از این ادما با وجود اختلافات فرهنگی و اجتماعی زیاد در دنیای مجازی بسیار صمیمی بودم یعنی اون اختلافات در دنیای مجازی مانع دوستی نمی شد. ولی در دنیای واقعی … صادقانه بگم نتونستم ارتباط برقرار کنم و صادقانه ترش اینه که اصلا نخواستم!

در هر صورت دلیل اصلی رفتن به این قرار ملاقات رفتن یکی از اون دوستان از ایران و قولی بود که داده بودم. البته در اون جمع کسانی هم بودن که بهشون می خوردم و خیلی راحت باهاشون دوست شدم و راستش اونا رو نمیدونم ولی من که ازشون خوشم اومد! برای همین هم می گم هم خوب بود و هم افتضاح!

دیشب هوا شدیدا سرد بود و من هم سرمای بدی خوردم. گلو درد و تب دارم و حال دکتر رفتن هم ندارم. الان هم در حال خوردن زشت ترین و خوشمزه ترین سوپی هستم که تا حالا دیدین و چشیدین(دستپخت مادر گرامی). همه جور سبزیجاتی توش پیدا میشه و خیلی بی رنگ و رو است. ولی من انقدر حالم بده که حتی اگه بهم بگن کپک بخوری بهت پنسیلین میرسه بی چون و چرا می خورم! اینکه خیلی خوشمزه است.:دی

پ.ن: امروز به خاطر گلودرد از صبح سایلنت بودم. سوشال خونم اومده پایین مسنجرو روشن کردم بست نشستم هر کی ان میشه خفتش می کنم که باهام چت کنه. تایتل مسنجر رو هم زدم: هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!


۱ دیدگاه

معضلات بشری!!

سلام و خسته نباشید

چنانچه با تبادل لینک موافقید(امارم بالای 8000 است)

ما را با نام:

افسانه جومونگ ، سریال جومونگ

لینک کنید

و نام لینک خودتون را برای ما بفرستید

با آرزوی موفقیت

(2) دیدگاه